زبالهگردی در تهران و کلانشهرهای ایران؛ اقتصاد پنهان پسماند، سود واقعی و نقد یک ساختار معیوب
زبالهگردی؛ پدیدهای اجتماعی یا یک صنعت پنهان؟
زبالهگردی در تهران و دیگر کلانشهرهای ایران سالهاست از یک تصویر حاشیهای و پراکنده به یک پدیده فراگیر شهری تبدیل شده است. حضور افرادی که در مخازن زباله بهدنبال پلاستیک، فلز، کارتن یا مواد قابل بازیافت میگردند، دیگر منظرهای استثنایی نیست؛ بلکه بخشی از زیست روزمره شهر شده است. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا زبالهگردی صرفاً نشانه فقر و آسیب اجتماعی است یا باید آن را بخشی از یک اقتصاد پنهان و سودآور دانست؟
برای پاسخ به این پرسش، باید از نگاه احساسی فاصله گرفت و با رویکردی تحلیلی به ساختار اقتصادی پسماند در ایران پرداخت. زبالهگردی در ظاهر فعالیتی فردی است، اما در باطن در دل یک زنجیره اقتصادی چندلایه قرار دارد؛ زنجیرهای که از تولیدکننده زباله در خانهها آغاز میشود و تا کارخانههای بازیافت و صنایع تولیدی ادامه مییابد.
ساختار اقتصاد پسماند در ایران چگونه کار میکند؟
در کلانشهرهایی مانند تهران، روزانه هزاران تُن پسماند شهری تولید میشود. ترکیب این پسماندها شامل مواد آلی، پلاستیک، فلزات، شیشه، کاغذ و سایر مواد قابل بازیافت است. در کشورهای توسعهیافته، بخش قابلتوجهی از این مواد در مبدا تفکیک میشود. اما در ایران، تفکیک زباله از مبدا هنوز فراگیر و نظاممند نشده است.
همین ضعف ساختاری، بستر شکلگیری یک بازار غیررسمی را فراهم کرده است. زنجیره کلی بهصورت زیر عمل میکند:
۱. شهروندان زباله را بدون تفکیک جدی در مخازن عمومی رها میکنند.
2. زبالهگردها پیش از انتقال رسمی زباله توسط شهرداری، مواد باارزش را جدا میکنند.
3. مواد جمعآوریشده به دلالان محلی یا مراکز غیررسمی خرید ضایعات فروخته میشود.
4. این مراکز، مواد را به واحدهای بزرگتر تفکیک یا کارخانههای بازیافت منتقل میکنند.
5. مواد بازیافتی مجدداً وارد چرخه تولید صنعتی میشود.
در این میان، زبالهگرد معمولاً پایینترین حلقه زنجیره است؛ حلقهای که بیشترین تماس با آلودگی و کمترین سهم از سود نهایی را دارد.
آیا زبالهگردی واقعاً سودآور است؟
برای تحلیل سودآوری، باید میان سه سطح تمایز قائل شد:
- سطح فردی (زبالهگرد)
- سطح واسطه و دلال
- سطح پیمانکار و بازیافتکننده صنعتی
درآمد زبالهگردها
بر اساس گزارشهای میدانی منتشرشده در سالهای اخیر، درآمد روزانه یک زبالهگرد در تهران بسته به میزان دسترسی به مناطق پرمصرف و نوع مواد جمعآوریشده، متغیر است. در برخی برآوردها، درآمد روزانه بین حداقل دستمزد روزانه تا رقمی کمی بالاتر ذکر شده است. اما باید توجه داشت که:
- این درآمد بدون بیمه و امنیت شغلی است.
- هزینههای جانبی (محل اسکان، حملونقل، سهم واسطه یا کارفرما) از آن کسر میشود.
- بخش قابلتوجهی از زبالهگردها تحت کنترل شبکههای پیمانکاری یا دلالی فعالیت میکنند.
بنابراین، هرچند ممکن است در ظاهر رقم دریافتی روزانه قابلتوجه به نظر برسد، اما در مقایسه با استانداردهای کار رسمی، درآمد خالص و پایدار چندان بالا نیست.
سود در سطح واسطهها و پیمانکاران
سود اصلی معمولاً در حلقههای بالاتر زنجیره شکل میگیرد. مراکز خرید ضایعات و پیمانکاران پسماند، مواد را بهصورت عمده و با قیمت پایین از جمعآورندگان میخرند و با تجمیع، تفکیک و فروش در مقیاس صنعتی، حاشیه سود بیشتری ایجاد میکنند.
در شرایطی که قیمت مواد اولیه (مانند پلاستیک یا فلزات) در بازار داخلی و جهانی نوسان دارد، بازیافت میتواند به یک فعالیت اقتصادی قابلتوجه تبدیل شود. بهویژه در دورههایی که واردات مواد اولیه دشوار یا پرهزینه است، صنایع داخلی به مواد بازیافتی وابستهتر میشوند و ارزش این بازار افزایش مییابد.
در نتیجه، اگر پرسش این باشد که «آیا بازار زباله سودآور است؟» پاسخ کوتاه این است: بله، اما نه برای همه بازیگران به یک اندازه.
نقش تفکیک زباله از مبدا در تقویت یا تضعیف زبالهگردی
یکی از مهمترین عوامل مؤثر بر گسترش زبالهگردی در ایران، نبود نظام کارآمد تفکیک زباله از مبدا است. در بسیاری از شهرهای پیشرفته:
- شهروندان موظف به تفکیک زباله خشک و تر هستند.
- زیرساختهای جمعآوری مجزا وجود دارد.
- مشوقهای مالی یا جریمههای مشخص تعریف شده است.
در ایران، هرچند قوانین و آییننامههایی در این زمینه وجود دارد، اما اجرای فراگیر و منظم آن با چالش مواجه است. نتیجه این وضعیت:
- باقیماندن مواد ارزشمند در مخازن عمومی
- ایجاد انگیزه اقتصادی برای برداشت غیررسمی
- شکلگیری بازار سیاه مواد بازیافتی
به بیان دیگر، عدم تفکیک زباله در مبدا عملاً خوراک اصلی بازار غیررسمی زبالهگردی را تأمین میکند. اگر تفکیک بهصورت مؤثر اجرا شود، دسترسی آزاد به مواد باارزش کاهش مییابد و ساختار فعلی زبالهگردی بهشدت تغییر خواهد کرد.
چه کسانی بیشترین سود را از بازار پسماند میبرند؟
تحلیل ساختار اقتصادی نشان میدهد که بیشترین سود معمولاً نصیب سه گروه میشود:
۱. پیمانکاران بزرگ مدیریت پسماند
2. مراکز عمده خرید و فروش ضایعات
3. صنایع بازیافت و تولیدکنندگان مواد ثانویه
زبالهگرد در پایینترین سطح، تنها تأمینکننده نیروی کار ارزان و پرریسک است. در برخی موارد، گزارشهایی از وجود شبکههای سازمانیافته در مدیریت غیررسمی پسماند منتشر شده است؛ شبکههایی که از طریق کنترل مناطق جمعآوری و سازماندهی نیروها، سود بیشتری کسب میکنند.
این ساختار نابرابر باعث شده است که زبالهگردی بیشتر از آنکه یک «کار مستقل و سودآور فردی» باشد، به نوعی کار غیررسمی وابسته و کمقدرت تبدیل شود.
آیا زبالهگردها درآمد خوبی دارند؟
پاسخ به این پرسش نیازمند تفکیک میان «درآمد اسمی» و «درآمد واقعی» است.

درآمد اسمی ممکن است در برخی روزها قابلقبول به نظر برسد، اما باید در نظر گرفت:
- ساعات کار بسیار طولانی است.
- کار در شرایط بهداشتی بسیار نامناسب انجام میشود.
- هیچگونه بیمه، بازنشستگی یا حمایت قانونی وجود ندارد.
- احتمال جریمه، توقیف یا برخوردهای قانونی وجود دارد.
- کودکان و مهاجران در این چرخه حضور دارند که وضعیت را پیچیدهتر میکند.
اگر شاخصهایی مانند امنیت شغلی، کرامت انسانی، سلامت جسمی و روانی و آینده شغلی را در نظر بگیریم، دشوار است این فعالیت را «دارای درآمد خوب» تلقی کنیم. آنچه دیده میشود، بیشتر نوعی بقا در شرایط فقدان فرصتهای رسمی اشتغال است.
زبالهگردی و تکدیگری؛ آیا این دو یکساناند؟
یکی از مباحث بحثبرانگیز، مقایسه زبالهگردی با تکدیگری است. از منظر اقتصادی، تفاوت بنیادین میان این دو وجود دارد.
- تکدیگری مبتنی بر دریافت کمک بلاعوض از دیگران است.
- زبالهگردی مبتنی بر ارائه نیروی کار و تولید ارزش اقتصادی (جمعآوری و تفکیک مواد) است.
از منظر اقتصادی، زبالهگردی نوعی فعالیت تولیدی در بخش غیررسمی محسوب میشود، زیرا مواد را به چرخه بازتولید صنعتی بازمیگرداند. با این حال، از منظر اجتماعی، هر دو پدیده میتوانند نشانههایی از فقر ساختاری و نابرابری باشند.
ارزش اخلاقی یا اجتماعی این دو فعالیت ممکن است در گفتمان عمومی محل اختلاف باشد، اما از نظر تحلیل اقتصادی، نمیتوان آنها را یکسان دانست. زبالهگردی، هرچند در شرایط دشوار، نوعی کار است؛ نه درخواست مستقیم کمک مالی.
پیامدهای اجتماعی و شهری زبالهگردی
گسترش زبالهگردی در کلانشهرهایی مانند تهران پیامدهای متعددی دارد:
- تخریب چهره شهری و پراکندگی زباله
- تهدید بهداشت عمومی
- تثبیت بازار غیررسمی و غیرشفاف
- شکلگیری چرخههای استثمار نیروی کار آسیبپذیر
در عین حال، حذف کامل این پدیده بدون جایگزین اقتصادی و اجتماعی میتواند به تشدید فقر منجر شود. بنابراین، سیاستگذاری در این حوزه نیازمند توازن میان مدیریت شهری، عدالت اجتماعی و کارایی اقتصادی است.
جمعبندی موقت: یک اقتصاد پنهان با چهرهای انسانی
زبالهگردی در تهران صرفاً یک تصویر تلخ اجتماعی نیست؛ بلکه بخشی از یک اقتصاد پنهان و چندلایه است که از ضعف ساختاری در مدیریت پسماند، ناکارآمدی تفکیک از مبدا و فشارهای اقتصادی تغذیه میکند.
این بازار سودآور است، اما سود آن بهطور نابرابر توزیع میشود. زبالهگردها در پایینترین سطح زنجیره قرار دارند و سهم اندکی از ارزش نهایی مواد بازیافتی دریافت میکنند، در حالی که حلقههای بالاتر از مزایای مقیاس، سازماندهی و دسترسی به بازار بهرهمند میشوند.
در ادامه این گزارش، به بررسی دقیقتر ابعاد اقتصادی، حقوقی، بهداشتی و سیاستگذاری این پدیده خواهیم پرداخت تا روشن شود که اصلاح این ساختار چگونه میتواند هم کارآمدی اقتصادی را افزایش دهد و هم از آسیبهای انسانی بکاهد.
برآورد اندازه واقعی بازار پسماند در ایران
برای درک بهتر مسئله زبالهگردی، ابتدا باید اندازه اقتصادی بازار پسماند را درک کرد. طبق برآوردهای مختلف سازمانهای شهری و مطالعات دانشگاهی، کلانشهر تهران روزانه حدود ۷ تا ۹ هزار تُن پسماند شهری تولید میکند. ترکیب این زبالهها معمولاً شامل چند دسته اصلی است:
- پسماند تر (مواد غذایی و آلی)
- پلاستیکها
- کاغذ و مقوا
- فلزات
- شیشه
- منسوجات و سایر مواد
در بسیاری از مطالعات مدیریت پسماند شهری، سهم مواد قابل بازیافت در زباله شهری ایران حدود ۲۰ تا ۳۰ درصد تخمین زده میشود. این یعنی روزانه هزاران تن ماده بالقوه ارزشمند وارد چرخه زباله میشود.
اگر فقط بخش محدودی از این مواد (مانند پلاستیک، فلز و کاغذ) را در نظر بگیریم، ارزش اقتصادی آنها در بازار ضایعات قابل توجه است. قیمت این مواد بسته به کیفیت، نوع و شرایط بازار تغییر میکند، اما حتی با برآوردهای محافظهکارانه نیز میتوان گفت که بازار پسماند شهری در تهران یک بازار چندصد میلیارد تومانی در سال است.
این رقم توضیح میدهد که چرا رقابت برای دسترسی به زبالهها در برخی مناطق شهری بسیار شدید است.
زنجیره ارزش در بازار زباله
اقتصاد پسماند را میتوان بهصورت یک زنجیره ارزش چندمرحلهای تحلیل کرد. در هر مرحله، ارزش افزودهای ایجاد میشود و سهم سود میان بازیگران مختلف توزیع میشود.
مرحله اول: جمعآوری اولیه
در این مرحله، زبالهگردها یا نیروهای غیررسمی مواد قابل بازیافت را از مخازن زباله استخراج میکنند. مهمترین مواد جمعآوریشده شامل موارد زیر است:
- بطریهای پلاستیکی PET
- پلاستیکهای سخت
- کارتن و مقوا
- قوطیهای فلزی
- برخی انواع شیشه
ارزش هر کیلوگرم از این مواد برای جمعآورنده نسبتاً محدود است، زیرا مواد هنوز مخلوط، کثیف و نیازمند تفکیک هستند.
مرحله دوم: خرید ضایعات
مواد جمعآوریشده معمولاً به مراکز کوچک خرید ضایعات فروخته میشود. این مراکز نقش واسطه دارند و چند کار انجام میدهند:
- تفکیک اولیه
- فشردهسازی مواد
- تجمیع حجم بالا برای فروش عمده
در این مرحله قیمت مواد افزایش مییابد، زیرا ارزش عملیاتی بیشتری پیدا میکنند.
مرحله سوم: مراکز بزرگ تفکیک
در برخی موارد، مواد به مراکز بزرگتری منتقل میشوند که عملیات صنعتیتری انجام میدهند:
- شستوشوی پلاستیک
- خرد کردن مواد
- دستهبندی صنعتی
این مرحله سودآورتر است زیرا مواد به مواد اولیه قابل استفاده در کارخانه تبدیل میشوند.
مرحله چهارم: کارخانههای بازیافت
در نهایت مواد بازیافتی وارد کارخانهها میشوند و به مواد اولیه صنعتی تبدیل میگردند، مانند:
- گرانول پلاستیک
- خمیر کاغذ
- شمش فلزی
در این مرحله ارزش اقتصادی مواد چندین برابر مرحله اولیه میشود.
این تفاوت ارزش نشان میدهد چرا حلقههای بالاتر زنجیره سود بیشتری دریافت میکنند.
نقش پیمانکاران شهرداری در ساختار پسماند
در بسیاری از شهرهای ایران، مدیریت جمعآوری زباله بهطور مستقیم توسط شهرداری انجام نمیشود، بلکه به پیمانکاران بخش خصوصی واگذار میشود. این پیمانکاران در قبال دریافت قرارداد، مسئول جمعآوری و انتقال زباله هستند.
اما در برخی موارد، بخش قابل توجهی از فعالیتهای مرتبط با بازیافت در فضای غیرشفاف یا نیمهرسمی انجام میشود. برخی گزارشها نشان میدهد که:
- پیمانکاران ممکن است بهطور غیررسمی از جمعآوری مواد ارزشمند سود ببرند
- مناطق شهری میان گروههای مختلف تقسیم میشود
- دسترسی به مخازن زباله در برخی مناطق کنترل میشود
وجود چنین ساختاری باعث میشود که بازار پسماند تا حدی غیرشفاف و رقابتی باقی بماند.
چرا زبالهگردی در کلانشهرها بیشتر است؟
زبالهگردی تقریباً در همه شهرهای بزرگ دنیا وجود دارد، اما شدت آن در کشورهای مختلف متفاوت است. در ایران چند عامل مهم باعث تمرکز این پدیده در کلانشهرها شده است:
حجم بالای مصرف
کلانشهرها مصرفکننده اصلی کالاها هستند. مصرف بالا به معنای تولید حجم زیادی از بستهبندی، پلاستیک و کارتن است.
تمرکز جمعیت
تراکم جمعیتی بالا باعث میشود زبالههای قابل بازیافت در فاصله جغرافیایی محدود متمرکز شوند.
اختلاف درآمدی
کلانشهرها معمولاً بیشترین شکاف درآمدی را دارند. در کنار مناطق ثروتمند، مناطق کمبرخوردار نیز وجود دارد و این تضاد اقتصادی بستر فعالیتهای غیررسمی را فراهم میکند.
مهاجرت
برخی زبالهگردها مهاجران داخلی یا خارجی هستند که به دلیل محدودیتهای شغلی وارد این فعالیت میشوند.
آیا حذف زبالهگردی ممکن است؟
در بسیاری از بحثهای عمومی، راهحل سادهای مطرح میشود: ممنوعیت یا جمعآوری کامل زبالهگردها. اما تجربه جهانی نشان میدهد که حذف کامل این پدیده بهسادگی ممکن نیست.
در شهرهای مختلف جهان، زبالهگردی بخشی از اقتصاد غیررسمی بازیافت محسوب میشود. در برخی کشورها حتی تلاش شده است که این نیروها در قالب تعاونیها یا شرکتهای رسمی سازماندهی شوند.
چند رویکرد مختلف برای مدیریت این مسئله وجود دارد:
رویکرد سرکوبی
در این رویکرد، فعالیت زبالهگردها ممنوع اعلام میشود و با آن برخورد قانونی میشود. این روش معمولاً تنها به جابهجایی فعالیتها به مناطق دیگر منجر میشود.
رویکرد ساماندهی
در این رویکرد، زبالهگردها شناسایی و در قالب ساختارهای قانونی سازماندهی میشوند.
رویکرد اصلاح سیستم پسماند
در این مدل تمرکز بر تفکیک زباله از مبدا و توسعه زیرساخت بازیافت است. در نتیجه، دسترسی به مواد قابل بازیافت از طریق مسیرهای رسمی انجام میشود.
بسیاری از کارشناسان معتقدند رویکرد سوم پایدارتر است.
تأثیر سیاستهای شهری بر بازار زباله
سیاستهای شهری نقش تعیینکنندهای در شکلگیری بازار پسماند دارند. چند عامل کلیدی در این زمینه عبارتاند از:
- نحوه واگذاری قراردادهای پسماند
- وجود یا نبود شفافیت در بازار بازیافت
- آموزش شهروندان برای تفکیک زباله
- سرمایهگذاری در زیرساختهای بازیافت
در صورتی که سیستم رسمی بازیافت تقویت شود، بازار غیررسمی کوچکتر خواهد شد. اما اگر این سیستم ناکارآمد باشد، اقتصاد غیررسمی همچنان فعال باقی میماند.
نگاه اخلاقی و اجتماعی به زبالهگردی
بحث زبالهگردی فقط یک موضوع اقتصادی نیست؛ بلکه یک مسئله اخلاقی و اجتماعی نیز محسوب میشود. مواجهه جامعه با این پدیده معمولاً میان دو نگاه متفاوت قرار دارد:
یک نگاه، زبالهگردها را نماد فقر و آسیب اجتماعی میداند. نگاه دیگر، آنها را بخشی از چرخه بازیافت و اقتصاد شهری تلقی میکند.
واقعیت احتمالاً ترکیبی از هر دو است. زبالهگردی هم نشانهای از نابرابری اقتصادی است و هم بخشی از مکانیزم غیررسمی بازیافت.
آینده بازار پسماند در ایران
با افزایش مصرف پلاستیک و بستهبندی در اقتصاد مدرن، اهمیت بازیافت روزبهروز بیشتر میشود. در ایران نیز چند روند مهم در حال شکلگیری است:
- افزایش ارزش مواد بازیافتی
- رشد صنایع بازیافت
- توجه بیشتر به محیط زیست
- توسعه قوانین مدیریت پسماند
اگر این روندها با اصلاح ساختار مدیریت شهری همراه شوند، ممکن است در آینده بازار پسماند از یک اقتصاد غیررسمی و پراکنده به یک صنعت شفافتر و سازمانیافته تبدیل شود.
اما اگر مشکلات فعلی ادامه پیدا کند، احتمالاً زبالهگردی همچنان بهعنوان یکی از نشانههای اقتصاد غیررسمی شهری باقی خواهد ماند.
تفکیک زباله از مبدا؛ حلقه مفقوده مدیریت پسماند در ایران
یکی از مهمترین عواملی که به تداوم زبالهگردی در تهران و بسیاری از شهرهای ایران دامن میزند، ضعف جدی در اجرای سیستم تفکیک زباله از مبدا است. در تئوری، این سیاست سالهاست در قوانین مدیریت پسماند ایران وجود دارد؛ اما در عمل، اجرای گسترده و پایدار آن با چالشهای متعددی روبهرو بوده است.
در بسیاری از کشورها، تفکیک زباله به یک رفتار روزمره شهروندی تبدیل شده است. برای مثال:
- سطلهای جداگانه برای زباله تر، خشک، پلاستیک، کاغذ و شیشه وجود دارد.
- شهرداریها برنامه جمعآوری جداگانه برای هر نوع پسماند دارند.
- سیستمهای تشویقی یا جریمه برای رعایت یا عدم رعایت تفکیک اعمال میشود.
در ایران، هرچند در برخی مناطق سطلهای مجزا یا برنامههای آموزشی ایجاد شدهاند، اما چند مانع اساسی وجود دارد:
- عدم اعتماد شهروندان به اینکه زبالههای تفکیکشده واقعاً جداگانه جمعآوری میشوند
- نبود زیرساخت کافی برای جمعآوری مجزا
- ضعف آموزش عمومی
- وجود بازار غیررسمی قدرتمند برای برداشت زباله
نتیجه این وضعیت آن است که بسیاری از شهروندان انگیزهای برای تفکیک زباله ندارند، زیرا تصور میکنند در نهایت همه زبالهها دوباره با هم مخلوط میشوند.
این چرخه معیوب باعث میشود مواد باارزش مانند پلاستیک، فلز و کاغذ همچنان در مخازن عمومی باقی بمانند و دسترسی برای زبالهگردها فراهم باشد.
هزینههای پنهان اقتصادی زبالهگردی
اگرچه برخی تصور میکنند زبالهگردی نوعی استفاده مفید از زبالههاست، اما این پدیده هزینههای اقتصادی پنهانی نیز دارد که کمتر مورد توجه قرار میگیرد.
افزایش هزینه مدیریت شهری
وقتی زبالهها در مخازن جابهجا یا پراکنده میشوند، فرآیند جمعآوری رسمی دشوارتر و پرهزینهتر میشود. پراکندگی زباله در سطح شهر میتواند باعث افزایش دفعات نظافت و هزینههای شهری شود.
کاهش بهرهوری سیستم بازیافت
در سیستمهای رسمی بازیافت، مواد بهصورت کنترلشده و با کیفیت بالاتر جمعآوری میشوند. اما در سیستم غیررسمی:
- مواد اغلب آلودهتر هستند
- بخش زیادی از زبالهها آسیب میبینند
- بازیافت صنعتی دشوارتر میشود
هزینههای بهداشتی
کار در میان زبالهها خطرات جدی بهداشتی دارد. تماس با مواد آلوده، زخمها، بیماریهای عفونی و مشکلات تنفسی تنها بخشی از این خطرات است.
در نهایت، بخشی از این هزینهها به سیستم بهداشت عمومی و جامعه منتقل میشود.
حضور کودکان در زبالهگردی
یکی از جنبههای حساس و بحثبرانگیز این پدیده، حضور کودکان در چرخه جمعآوری زباله است. برخی گزارشهای میدانی نشان میدهد که در برخی مناطق شهری، کودکان نیز در فعالیتهای جمعآوری پسماند مشارکت دارند.

دلایل این مسئله میتواند شامل موارد زیر باشد:
- فقر خانوادگی
- مهاجرت
- فعالیت شبکههای غیررسمی
- نبود نظارت کافی
از منظر حقوق کودک، کار در محیطهای آلوده و خطرناک مانند محلهای جمعآوری زباله میتواند پیامدهای جدی برای سلامت و آینده این کودکان داشته باشد.
به همین دلیل، بسیاری از سازمانهای اجتماعی بر این نکته تأکید دارند که سیاستگذاری در حوزه پسماند باید همزمان با سیاستهای اجتماعی و حمایتی همراه باشد.
تجربه سایر کشورها در مدیریت زبالهگردی
پدیده زبالهگردی مختص ایران نیست. در بسیاری از کشورهای در حال توسعه مانند هند، برزیل، فیلیپین و اندونزی نیز جمعآوری غیررسمی پسماند وجود دارد. اما نحوه مواجهه دولتها با این مسئله متفاوت بوده است.
مدل تعاونی در برزیل
در برخی شهرهای برزیل، زبالهگردها در قالب تعاونیهای رسمی بازیافت سازماندهی شدهاند. در این مدل:
- جمعآورندگان ثبت رسمی میشوند
- آموزش و تجهیزات دریافت میکنند
- دسترسی قانونی به مواد بازیافتی دارند
- سهم بیشتری از سود دریافت میکنند
مدل ادغام در هند
در برخی شهرهای هند، شهرداریها تلاش کردهاند زبالهگردها را در سیستم رسمی مدیریت پسماند ادغام کنند. این افراد بهعنوان نیروی جمعآوری یا تفکیک در مراکز بازیافت فعالیت میکنند.
مدل صنعتی در کشورهای اروپایی
در بسیاری از کشورهای اروپایی، سیستم بازیافت کاملاً صنعتی و سازمانیافته است. تفکیک دقیق زباله در مبدا باعث شده است که فضای کمی برای فعالیت غیررسمی باقی بماند.
مقایسه این مدلها نشان میدهد که سیاستگذاری شهری نقش تعیینکنندهای در شکلگیری یا کاهش زبالهگردی دارد.

آیا میتوان بازار پسماند را شفاف کرد؟
یکی از راهکارهای مطرحشده در مطالعات شهری، افزایش شفافیت در بازار پسماند است. شفافیت به معنای روشن بودن جریان مالی، بازیگران اقتصادی و مسیر مواد بازیافتی است.
چند اقدام میتواند در این زمینه مؤثر باشد:
- ایجاد سامانههای رسمی خرید و فروش مواد بازیافتی
- ثبت و نظارت بر مراکز خرید ضایعات
- انتشار دادههای شفاف درباره قراردادهای پسماند
- تقویت رقابت سالم در بازار بازیافت
با افزایش شفافیت، احتمال سوءاستفاده و شکلگیری شبکههای غیررسمی کاهش مییابد.
نقش شهروندان در کاهش زبالهگردی
هرچند سیاستهای شهری اهمیت زیادی دارند، اما رفتار شهروندان نیز در شکلگیری بازار پسماند نقش دارد. چند اقدام ساده میتواند تأثیر قابل توجهی داشته باشد:
- تفکیک زباله خشک و تر در خانه
- کاهش مصرف پلاستیک
- استفاده از سیستمهای رسمی بازیافت
- تحویل مواد بازیافتی به مراکز معتبر
اگر مواد قابل بازیافت مستقیماً وارد سیستم رسمی شوند، انگیزه اقتصادی برای برداشت غیررسمی کاهش مییابد.
نتیجهگیری؛ مسئلهای فراتر از زباله
زبالهگردی در تهران و سایر کلانشهرهای ایران پدیدهای چندوجهی است که در تقاطع اقتصاد، مدیریت شهری، سیاست اجتماعی و محیط زیست قرار دارد.
از یک سو، این فعالیت نشاندهنده وجود یک بازار واقعی برای مواد بازیافتی است؛ بازاری که میتواند در صورت مدیریت صحیح به توسعه اقتصاد بازیافت کمک کند. از سوی دیگر، شکل فعلی آن با مشکلاتی مانند عدم شفافیت، استثمار نیروی کار آسیبپذیر و ضعف زیرساختهای شهری همراه است.
پرسش اصلی شاید این نباشد که آیا زبالهگردی خوب است یا بد؛ بلکه این است که چرا سیستم رسمی مدیریت پسماند هنوز نتوانسته جایگزینی کارآمد و انسانی برای آن ایجاد کند.
تا زمانی که تفکیک زباله از مبدا بهطور جدی اجرا نشود، بازار بازیافت شفاف نشود و سیاستهای اجتماعی برای حمایت از اقشار آسیبپذیر تقویت نشود، زبالهگردی احتمالاً همچنان بخشی از واقعیت زندگی شهری در ایران باقی خواهد ماند.
آیا زبالهگردی در تهران قانونی است؟
زبالهگردی بهصورت فردی و غیررسمی معمولاً در چارچوب قوانین رسمی مدیریت پسماند تعریف نشده است. در بسیاری از موارد فعالیتهای جمعآوری زباله باید تحت نظارت شهرداری یا پیمانکاران رسمی انجام شود، اما در عمل بخش قابل توجهی از این فعالیتها بهصورت غیررسمی انجام میشود.
آیا زبالهگردها درآمد بالایی دارند؟
درآمد زبالهگردها معمولاً ناپایدار و وابسته به مقدار مواد جمعآوریشده است. اگرچه در برخی روزها ممکن است درآمد قابل توجهی به نظر برسد، اما نبود امنیت شغلی، هزینههای جانبی و شرایط سخت کاری باعث میشود درآمد واقعی آنها چندان بالا نباشد.
چرا در ایران تفکیک زباله از مبدا بهخوبی اجرا نمیشود؟
عوامل مختلفی مانند ضعف زیرساخت جمعآوری، نبود اعتماد عمومی به سیستم تفکیک، آموزش ناکافی شهروندان و وجود بازار غیررسمی بازیافت در این مسئله نقش دارند.
چه کسانی بیشترین سود را از بازار زباله میبرند؟
معمولاً بیشترین سود در حلقههای بالاتر زنجیره مانند مراکز بزرگ خرید ضایعات، پیمانکاران مدیریت پسماند و کارخانههای بازیافت ایجاد میشود، نه در سطح زبالهگردهای فردی.
آیا زبالهگردی همان تکدیگری است؟
از نظر اقتصادی این دو فعالیت متفاوت هستند. تکدیگری مبتنی بر دریافت کمک مالی بدون ارائه کار است، در حالی که زبالهگردی نوعی فعالیت کاری در بخش غیررسمی اقتصاد محسوب میشود که با جمعآوری و فروش مواد قابل بازیافت همراه است.
n
